دکتر علی انتظاری، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «جام‌جم»: جنگ ۱۲روزه روح جمع‌گرایی را در جامعه ایرانی تقویت کرد

احیای روح جمعی یک جنگ، چند بیداری | وحدت در تاریخ ایران ریشه دارد

در تاریخ ملت‌ها، برخی جنگ‌ها با پایان درگیری نظامی خاتمه نمی‌یابند؛ بلکه تازه پس از خاموش‌شدن آتش نبرد، ابعاد واقعی آنها در عرصه جامعه آشکار می‌شود.
در تاریخ ملت‌ها، برخی جنگ‌ها با پایان درگیری نظامی خاتمه نمی‌یابند؛ بلکه تازه پس از خاموش‌شدن آتش نبرد، ابعاد واقعی آنها در عرصه جامعه آشکار می‌شود.
کد خبر: ۱۵۵۶۵۴۰
نویسنده تهمینه سبحانی شاد - گروه جامعه
جنگ تحمیلی ۱۲روزه نیز پیامدهای نهفته‌ای را بر جامعه ایران برجای گذاشت. در روزهایی که کشور با یک تهدید خارجی مواجه بود، صحنه‌هایی از همبستگی، مشارکت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی شکل‌گرفت که برای بسیاری غیرمنتظره بود. در روزهایی که در نخستین سالگرد جنگ تحمیلی ۱۲روزه قرار داریم، با دکتر علی انتظاری، جامعه‌شناس درباره مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی این رخداد، از هویت ملی و انسجام اجتماعی تا نقش حافظه تاریخی، مشارکت مردمی و جایگاه نخبگان در شرایط بحران به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
 
با گذشت یک‌سال از جنگ تحمیلی دوم مهم‌ترین درس راهبردی و اثر اجتماعی که جامعه ایران از این تجربه گرفت چه بود؟
جنگ ۱۲روزه‌ای که در سال گذشته رخ داد، نقش بسیار مهمی در فراخوانی هویت ملی ایرانیان ایفا کرد. در شرایطی که با نوعی اختلال هویتی مواجه بودیم، از یک‌سو گرایش‌های هویت‌محور جهانی که عملا به نوعی غرب‌گرایی شدید، به‌ویژه در میان اقشار جوان منجر شده بود و از سوی دیگر جریان‌های قوم‌گرایانه‌ای همچون پان‌ترکیسم، کردیسم، پان‌عربیسم، پان‌بلوچیسم و امثال آن، در حال فعالیت بودند و بروز و ظهوراتی داشتند. اما جنگ‌ موجب شد هویت ملی که در ‌در تجربیات زیسته و به اشکال مختلف در جامعه ریشه دارد، فراخوانده شود و در نتیجه به تقویت هویت ملی بینجامد.
 
مهم‌ترین تحول در نگرش سیاسی جامعه پس از جنگ را چه می‌دانید؟
این رخداد موجب شد آگاهی‌ها و بصیرت‌های سیاسی مردم نیز بیش از پیش بر موضوع دشمنی آمریکا متمرکز شود. بسیاری از مردم پیش از این نیز می‌دانستند که اسرائیل و آمریکا با ایران دشمنی دارند و بخشی از مشکلات اقتصادی و بسیاری از مسائل خارجی کشور به این دشمنی‌ها مرتبط است، اما این آگاهی به صورت متمرکز و منسجم وجود نداشت. حتی بسیاری، نهادها و سازمان‌های داخلی را عامل اصلی مشکلات می‌دانستند. اما جنگ ۱۲روزه نشان داد که اساسا دشمنی بسیار جدی با جمهوری اسلامی و مردم ایران وجود دارد. همچنین مشخص شد که بخش قابل‌توجهی از مسائل اقتصادی، ازجمله تحریم‌ها، ریشه در همین خصومت‌ها دارد و این دشمنی‌ها اموری نیست‌ که با برخی اقدامات قابل رفع و برطرف‌شدن باشد.
 
جنگ ۱۲روزه چه تغییری در جایگاه ایران در معادلات جهانی ایجاد کرد؟
جنگ تحمیلی ۱۲روزه موجب شد ظرفیت مقاومت، هم در جامعه ایرانی و هم در سطح جهانی، بیدار شود. این رخداد به ظرفیت فراملی موجود در جامعه ایران کمک کرد و نوعی بصیرت فراملی را شکل داد که زمینه‌ساز ظهور یا تولد یک قطب جدید در نظام قطب‌بندی فراملی شد. ایستادگی مردم ایران و درنهایت ناکامی دشمنان، نشان داد که آنان به اهداف خود دست نیافته‌اند. اگرچه دست به کشتار زدند، خساراتی وارد کردند و اقدامات خشونت‌آمیزی انجام دادند، اما در عمل نتوانستند بر جامعه ایرانی تفوق پیدا کنند و این مسأله برای آنان یک شکست راهبردی محسوب می‌شد. قدرت ایران و ایستادگی مردم ایران برای افکارعمومی جهان آشکار شد و درعین‌حال، مردم خود ما نیز بیش از گذشته به این ظرفیت و توانمندی پی بردند. این وضعیت را می‌توان به معنای فروپاشی هیمنه آمریکا، هم در عرصه بین‌المللی و هم در عرصه داخلی تلقی کرد. از این پس شاهد خواهیم بود بخشی از افرادی که در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی دچار آسیب‌هایی بودند و هیمنه آمریکا و مرجعیت غرب را پذیرفته بودند، و براساس مرجعیت فرهنگ غربی رفتارهایی از آنان بروز می‌یافت که از منظر جامعه نابهنجار تلقی می‌شد، به‌تدریج از فرهنگ غربی فاصله خواهند گرفت.
 
در جنگ تحمیلی دوم شاهد نوعی همگرایی اجتماعی بودیم؛ این پدیده را چگونه تحلیل می‌کنید؟
جامعه ایرانی، جامعه‌ای چندلایه و پیچیده است. یکی از اشتباهاتی که چه در جامعه‌شناسی داخلی و چه در تحلیل‌های بیرونی رخ می‌دهد، این است که با این جامعه برخوردی بیش از حد ساده‌انگارانه صورت می‌گیرد. به‌همین‌دلیل، هرگاه برخی علائم و شاخص‌های ظاهری مشاهده نمی‌شود، این‌گونه نتیجه‌گیری می‌شود که جامعه ایران در حال فروپاشی است یا سرمایه اجتماعی آن از بین رفته است. درحالی‌که جامعه ایران همواره مجموعه‌ای از تجربیات و یک حافظه تاریخی را با خود حمل می‌کند. جنگ ۱۲روزه موجب شد این حافظه تاریخی که در نهاد مردم ایران وجود داشت، فراخوانده شود.
 
مهم‌ترین عامل انسجام ملی در روزهای جنگ چه بود؟
اتفاق مهمی که در این جنگ رخ داد، شکل‌گیری نوعی وحدت میان ملیت و ایرانیت از یک‌سو و هویت دینی از سوی دیگر بود. جنگ ۱۲روزه نقش بسیار مهمی در تقویت این وحدت ایفا کرد. در ادامه نیز شرایط به گونه‌ای رقم خورد که در جریان جنگ ‌شاهد شکل‌گیری نوعی همگرایی میان ایرانی‌، مسلمان‌‌ و شیعه‌بودن باشیم. این اتحاد، یک وحدت صرفا تاکتیکی یا موقتی نیست، بلکه ریشه‌ای تاریخی دارد. جنگ و همچنین ناآرامی‌های سال‌های اخیر، همراه با آشکارشدن برخی طراحی‌ها و اقدامات دشمنان، موجب شد بسیاری از افراد به ضرورت اصلاح برخی خطاهای گذشته پی ببرند. در نتیجه، بار دیگر ایرانی‌بود‌ن و مسلمان بودن به یکدیگر پیوند خوردند و نوعی هم‌گزینی و هم‌افزایی که پیش‌تر نیز وجود داشت، مجددا احیا شد. این وحدت نقش بسیار مهمی در تقویت انسجام ملی ایفا کرد و یکی از عوامل تعیین‌کننده در شکل‌گیری همبستگی اجتماعی و ملی در میان ایرانیان بود. آثار این تحول در میان مردم ایران پدیدار شده و به احتمال زیاد در آینده بیش از پیش خود را نشان خواهد داد. از این پس باید شاهد تحول قابل‌توجهی در اراده، انگیزه و روحیه جمعی ایرانیان باشیم؛ تحولی که می‌تواند جامعه ایران را از بسیاری جهات با گذشته متمایز کند.
 
حضور گسترده مردم در روزهای جنگ و پساجنگ چه پیامی داشت؟
نمونه بارز این حضور گسترده مردم را می‌توان در گروه‌های جهادی مشاهده کرد. افرادی از اقشار مختلف جامعه، از دانشجویان و دانش‌آموزان گرفته تا کارمندان، روحانیون، مدیران، زنان و مردان، جوانان و سالمندان، در این گروه‌ها حضور یافتند و برای کمک به مردم وارد میدان شدند. این کمک‌ها جبران خسارت‌های وارده به اشخاص را نیز در بر می‌گرفت، هم دلجویی از آسیب‌دیدگان و هم ارائه انواع حمایت‌ها و خدمات مورد نیاز آنان. این حضور گسترده، نمونه‌ای از همان وحدت و همدلی اجتماعی بود که در پی این اتفاقات شکل‌گرفت. نکته مهم آن است که این فداکاری‌ها محدود به یک گروه یا قشر خاص نبود، بلکه تقریبا همه اقشار جامعه در آن نقش‌آفرینی کردند. حتی افرادی که در چارچوب مسئولیت‌های سازمانی خود وظایفی بر عهده داشتند، مانند کارکنان وزارت نیرو، سازمان آب و مجموعه‌های مختلف صنعتی که در برخی بخش‌ها با خسارت‌هایی مواجه شده بودند، تلاش‌های قابل توجهی برای جبران آسیب‌ها انجام دادند. همه این احساس را داشتند که در برابر دشمنی نابکار و خشونت‌طلب قرار گرفته‌اند و باید تمام ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود را برای مقابله با آن به کار گیرند. همین احساس مشترک، زمینه‌ساز شکل‌گیری همبستگی و مشارکت گسترده اجتماعی در آن مقطع شد.
 
آیا می‌توان از تولد نوعی اخلاق فداکاری جمعی در این دوره سخن گفت؟
ما در علوم اجتماعی مفهومی تحت عنوان «نسبت فردبودگی و جمع‌بودگی» داریم. در سال‌های اخیر، تحت تاثیر برخی عوامل، این نسبت دچار تغییر و گرایش به فردبودگی در جامعه تقویت شده بود. اما جنگ ۱۲روزه و فراخوانی هویت ملی ایرانیان، همراه با برانگیخته‌شدن انگیزه‌ها و اراده‌های جمعی و نیز شکل‌گیری احساس وجود یک دشمن مشترک، موجب شد شرایط تغییر کند. در نتیجه، مردم انگیزه‌ای مضاعف برای مشارکت اجتماعی پیدا کردند و وجه جمع‌بودگی و جمع‌گرایی در آنان تقویت شد. به این ترتیب، توازن میان فردبودگی و جمع‌بودگی تا حد زیادی به نفع جمع‌گرایی تغییر پیدا کرد و این گرایش در جامعه تقویت شد.
 
و در پایان مورد هدف قرار گرفتن دانشمندان و نخبگان در آن روزها، چه پیامدهایی دارد؟
به نوعی می‌توان گفت این اتفاق ابطال‌کننده بسیاری از ادعاهایی است که درباره حمایت از علم، دانش و دانشمندان مطرح می‌شود. سال‌هاست که در کشورهای غربی تبلیغ می‌شود که دانشمندان به آن کشورها مهاجرت کنند و از امکانات و مزایای موجود بهره‌مند شوند. اما این موضوع پدیده جدیدی نیست. در گذشته نیز چنین رویکردی وجود داشته است؛ به این معنا که گفته می‌شد اگر برای ما کار کنید، از شما حمایت خواهیم کرد و امکانات لازم را در اختیارتان قرار می‌دهیم، مشروط بر آن‌که دانش و توانایی شما در خدمت اهداف و منافع ما قرار گیرد. در مقابل، اگر فردی حاضر به همکاری نباشد، عملا با او برخورد می‌شود؛ گویی این پیام منتقل می‌شود که اگر در خدمت ما نباشید، اساسا نباید حضور داشته باشید. این مسأله نشان می‌دهد بسیاری از مباحثی که درباره قداست علم و احترام بی‌قیدوشرط به دانش مطرح می‌شود، دست‌کم در عرصه عمل، با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد. درواقع، علم و دانش در بسیاری از موارد به صورت ابزاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. از این منظر، هرگاه دانشمندان در چارچوب سیاست‌ها و منافع حاکم بر نظام سرمایه‌داری و صهیونیستی مورد نظر آنان حرکت نکنند، ممکن است با فشارها و برخوردهای جدی مواجه شوند. به همین دلیل، رخدادهایی مانند ترور دانشمندان را می‌توان نشانه‌ای از نوع مواجهه گزینشی با علم و دانش دانست؛ مواجهه‌ای که نشان می‌دهد نگاه حاکم، بیش از آن‌که مبتنی بر ارزش ذاتی علم باشد، بر بهره‌برداری ابزاری از آن استوار است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها